تلفن تماس و مشاوره
021-86095462
 
ساعات کاری دفتر
9:00 تا 18:00

نمونه مقالات و مطالب حقوقی

تاریخ انتشار: یکشنبه 23 شهریور 1399
نقش قاعده انصاف در فقه و حقوق

 نقش قاعده انصاف در فقه و حقوق

قاعده انصاف از جمله قواعد حقوقی است که در کنار اصول حقوقی وجود دارد و به استناد متکی بودن به اصول عالی و برتر اخلاقی می تواند سایر قواعد حقوقی را لغو کند یا تخصیص دهد. در باب ویژگی های قاعده انصاف میتوان به موارد زیر اشاره کرد.

امتیاز: Article Rating

 

بررسی قاعده انصاف در فقه حقوق داخلی و خارجی

ویژگی های قاعده انصاف

الف) کلی بودن و قابل تطبیق بر موارد متعدد:

قاعده انصاف یک حکم کلی است و اختصاص به باب خاصی از فقه ندارد البته کاربرد آن بیشتر در امر قضاوت به چشم می خورد، لیکن این مساله سبب نمی شود که کلیت این قاعده را زیر سوال ببرد زیرا جزیی بودن یک مطلب به این معنا است که به مورد خاص تعلق داشته باشد که قاعده انصاف اینگونه نیست و در همه مواردی که اقتضای انصاف را داشته باشد جاری می گردد.
 

ب) شرعی بودن:

تمام قواعد فقهی برگرفته از شرع هستند. قاعده انصاف نیز از آن جمله است. مستندات این قاعده شامل آیات، روایات، احادیث و سیره معصومین و بنای عقلا می باشد. در نتیجه قاعده فقهی انصاف، این ویژگی قواعد فقهی را نیز دارا می باشد.
 

ج) متضمن حکم الزامی:

تمام قواعد فقهی دارای حکم الزامی هستند و مسلمانان ملزم به رعایت آن ها هستند. این الزام اگر گاه در غالب حکم تکلیفی و گاه در غالب حکم وضعی است.
 

 

مستندات قاعده انصاف در فقه داخلی:

آیات

آیات متعددی در قرآن کریم وجود دارد که معنای انصاف از آنها برداشته می شود که برخی امر به انصاف کرده و برخی با به کارگیری استدلال منصفانه بر آن صحه گذاشته اند:
امر به عدل و انصاف در تمام امور :
ان الله یامره بعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی: خداوند شما را به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می دهد. (نحل90)
حضرت علی در روایتی فرموده اند: عدل در این آیه همان انصاف است و مراد از احسان تفضل است (نهج البلاغه، کلمات قصار، 678238)
عده ای مراد از انصاف در این جا را، تساوی باطن و ظاهر دانسته اند و احسان را برتری باطن از ظاهر و بعضی مراد از انصاف در این آیه را میانه روی در تمام اعتقادات، اعمال و گفتار دانسته اند.

 
آیاتی که استدلال در آنها منصفانه است نه عادلانه:
انصاف در راه شناخت خدا
خداوند حکیم در جایی که به احتجاج با منکران حق می پرداخت به شیوه ای استدلال می فرماید که اگر مشرکان به راه انصاف قضاوت کنند، قطعا خداوند را به حق خواهند یافت.
«ای پیامبر بگو چه کسانی شما را از آسمان و زمین روزی می دهند؟ بگو: خداوند و ما یا شما بر طریق هدایت یا در گمراهی آشکار هستیم.» (سباء 24)
 

سنت

سنت شامل قول و فعل و تقدیر معصوم می شود: روایات متعددی از ایمه رسیده است مبنی بر امر به رعایت انصاف بین مردم که در مواردی امر به انصاف در کنار هم موضوع خطاب قرار گرفته است.
 
 

عقل و بناء عقلا

شیعه معتقد به حسن و قبح عقلی و ذاتی افعال می باشد بدین معنا که عدل، انصاف و درستی از این باب حسن نیست که شارع بدان حکم کرده است بلکه ذاتا عدل، درستی و انصاف حسن و نیکو است و ظلم، کجی و بی انصافی ذاتا دارای قبح است و اگر شرع نیز از آن نهی نمی کرد و باز هم قبح بود.
 

 

تعریف قاعده حقوقی انصاف:

در تعریف انصاف گفته شده؛ انصاف قاعده ای است که به همه سهم مساوی می دهد و حقوق همه را رعایت می کند و اجرای آن در محکمه به معنای حل و فصل یک دعوی بدون وجدان و بدون در نظر گرفتن قواعد حقوقی موضوعه است.
اما اینکه عدالت و وجدان مذکور دارای چه اوصاف و ویژگی هایی است، دو عقیده وجود دارد:
1- عقیده ای که به موجب آن، برای صدور رای بر طبق قاعده انصاف قاضی باید عقاید و احساسات دیگران را در نظر بگیرد.
2- عقیده ای که به موجب آن قاضی باید اصول عدالت ذاتی را بیابد و به این منظور رجوع به احساسات و وجدانیات شخصی او کافی است.
از آنچه گفته شد اینطور نتیجه میگیریم که قاعده انصاف به معنای به کارگیری وجدان پاک و عدالت جوی انسانی در تشخیص حق و اجرای آن است و کاربرد آن در حل و فصل دعاوی زمانی است که با توجه به قوانین، عدالت اجرا نشده و حق به حقدار نمی رسد. در این جاست که قاعده انصاف پا به عرصه گذاشته و حق و عدالت را به اجرا درمی آورد.

 

 

ویژگی قاعده حقوق انصاف:

اگرچه انصاف در حقوق ایران به عنوان یک قاعده حقوقی به کار نرفته است اما از آنجا که ویژگی یک قاعده فقهی را دارد می بایست مورد تجدیدنظر قرار گیرد، این ویژگی شامل:
1- کلی و دایمی است و بسته به یک سری شرایط خاصی نیست.
2- هدف آن ایجاد نظم و تنظیم روابط اجتماعی است.
3- اجتماعی است بدین معنا که در جامعه مفهوم انصاف معنا پیدا می کند.
4- الزام آور است.
5- وضع توسط فرد یا مقام مورد قبول دیگران
6- تضمین رعایت ان از طرف دولت
سه ویژگی اخیر قاعده انصاف تنها در زمانی تحقق پیدا می کند که علاوه بر مفهوم قانونی، منطوق قانونی نیز پیدا کند با این توضیح که در مواد مختلف قانونی موارد متعددی یافت می شود که بر مبنای انصاف وضع شده اند. از جمله ماده 3 قانون مسوولیت مدنی مصوب 1331 مقرر می دارد در دادگاه میزان زیان و طریقه و کیفیت جبران آن را با توضیح به اوضاع و احوال قضیه تعیین خواهد کرد و در ماده 4 اضافه می کند در دادگاه می تواند میزان خسارت را در موارد زیر تخفیف دهد:
هرگاه پس از وقوع خسارت وارد کننده زیان به نحو موثری به زیان دیده کمک و مساعدت کرده باشد.
هرگاه وقوع خسارت ناشی از غفلتی باشد که عرفا قابل اغماض باشد و جبران آن نیز موجب عسرت و تنگدستی واردکننده زیان باشد.
وقتی که زیان دیده به نحوی از انحاء موجبات تسهیل ایجاد زیان را فراهم نموده یا با اضافه شدن آن کمک یا وضعیت واردکنده ی زیان را تشدید کرده باشد.
مبنای حکم تخفیف در بندهای 1 و 2 از ماده 4 رعایت انصاف می باشد و همین طور در ماده 3 میزان تخفیف و جبران خسارت به ذوق سلیم و انصاف دادرس واگذار شده است.

 

 

نقش عدالت و انصاف در حقوق اسلامی

در حقوق ما عدالت به معنای اجرای قانون است. پس درباره نقش آن بجثی ضرورت ندارد چه با بررسی مواردی که انصاف به ضرر عدالت (یعنی اجرای قانون) قابل اعمال است خودبه خود حدود تاثیر عدالت تعیین می شود.
ذیلا می پردازیم به تحقیق درباره نقش انصاف:
الف) جرایم سیاسی و مطبوعاتی: طبق اصل 79 متمم قانون اساسی رسیدگی به تقصیرات سیاسیه و مطبوعات باید با حضور هیئت منصفه به عمل آید.
ب) خانه انصاف: به موجب ماده 11 قانون خانه انصاف مصوب 1342 رسیدگی به بعضی دعاوی مدنی بین ساکنان روستا در صلاحیت خانه انصاف قرار کرفته است به موجب ماده 23 قانون مذکور خانه انصاف باید (با رعایت مقتضیات عدالت و انصاف و عرف و عادت محل به طور کدخدامنشی در حل و فصل دعاوی و صدور رای اقدام نماید).

 

مقصود از رسیدگی به طور کدخدامنشی چیست؟

رسیدگی کدخدامنشی یک رسیدگی قضایی به معنای اخص نمی باشد بلکه بیشتر یک میانجیگری است. کدخدا با آزادی کامل در اطراف واقع امر تحقیق می کند و بعد راه حلی احتمالا منصفانه پیشنهاد می کند. اگر طرفین پیشنهاد را پذیرفتند آن پیشنهاد اعتبار لازم الاجرایی پیدا می کند وگرنه پیشنهاد اعتباری نخواهد داشت.
مگر اینکه طرفین کدخدا را به عنوان داور در اختلافات خود تعیین کرده باشند که در آن صورت رسیدگی عنوان داوری خواهد داشت نه رسیدگی کدخدامنشی. با این مقدمه در حالی که خانه انصاف صلاحیت دارد در اختلاف بین طرفین رای لازم الاجرا صادر کند پیش بینی رسیدگی به طور کدخدامنشی آزادی خانه انصاف در تحقیق در واقع امر بوده است.
 
 
 
 
ایجاد شده توسط مسعود محمدی، وکیل پایه یک دادگستری
اشتراک گذاری
ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

جستجوی مطلب مورد نظر
کلیدواژه ها

دریافت وقت مشاوره حقوقی با ما

در صورت تمایل به دریافت مشاوره حقوقی و اعطای وکالت به وکیل پایه یک دادگستری و جهت هماهنگی و دریافت وقت مشاوره حقوقی کلیک کنید.