تلفن تماس و مشاوره
021-86095462
 
ساعات کاری دفتر
9:00 تا 18:00

نمونه مقالات و مطالب حقوقی

تاریخ انتشار: شنبه 21 تیر 1399
 واخواهی و اعتراض به رأی غیابی

  واخواهی و اعتراض به رأی غیابی

پس از محاکمه غیابی و محکوم شدن‏ متهم، برای محکوم علیه غایب،حق واخواهی‏ ایجاد می‌شود.حق واخواهی بدین معناست‏ که محکوم علیه رأی غیابی حق دارد با رعایت‏ ترتیبات و تشریفات قانونی، به رأی غیابی‏ اعتراض کند و دادگاه صادر کننده رأی غیابی‏ نیز بر خلاف قاعده فراغ دادرس، مکلف به‏ رسیدگی مجدد می‏شود.

 

امتیاز: Article Rating | تعداد بازدید: 2657

تعریف واخواهی  و زمان طرح آن

آرای محاکم در معنای اعم آن شامل احکام و قرارها ست. احکام نیز از یک منظر به احکام حضوری و غیابی تقسیم می‌شوند. واخواهی یکی ازطرق عادی شکایت از احکام است که تنها در خصوص احکام غیابی کاربرد دارد. به بیان دیگر در مورد قرارها و احکام حضوری به هیچ وجه واخواهی کاربرد ندارد.

این تأسیس حقوقی که رهاورد حقوق فرانسه بوده، هم در آیین دادرسی مدنی و هم در آیین دادرسی کیفری وجود دارد. در امور حقوقی هرگاه خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده‌ قانونی او در هیچ یک از جلسات دادرسی حاضر نشوند و به صورت مکتوب نیز از خود دفاع نکند و ابلاغ اخطاریه در خصوص وقت جلسه دادرسی نیز به خوانده از نوع ابلاغ واقعی نباشد، حکم دادگاه نسبت به خوانده غیابی خواهد بود.

 

ابلاغ واقعی

احکام دادگاه حقوقی در خصوص خواهان،همواره حضوری محسوب می‌شود. چه در جلسه دادرسی باشد یا نباشد. چه او یا وکیل او لایحه به دادگاه فرستاده باشند یا خیر.در نتیجه غیابی بودن حکم فقط در خصوص خوانده مطرح است نه خواهان. از سوی دیگر توجه به بحث ابلاغ نیز بسیار مهم است.

ابلاغ بر دو نوع است. ابلاغ قانونی و ابلاغ واقعی.

ابلاغ واقعی در صورتی است که برگ ابلاغ به شخص مخاطب رسیده باشد. پس اگر ابلاغ واقعی باشد و مخاطب از مفاد برگ ابلاغ آگاه شده باشد، چه در جلسه‌ دادرسی حاضر باشد یا نباشد، حکم صادره نسبت به او حضوری محسوب می‌شود و دیگر بحث واخواهی مطرح نیست.

 

حکم غیابی و اعتراض به آن

مشابه این بحث در آیین دادرسی کیفری و در خصوص متهم نیز صادق است. یعنی هرگاه متهم یا وکیل او در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشوند و لایحه نیز ارسال نکنند، حکمی‌که دادگاه در خصوص آن متهم صادر می‌کند، حکم غیابی بوده و آن شخص حق دارد نسبت به آن حکم غیابی اعتراض کند و این اعتراض همان واخواهی است. در آیین دادرسی کیفری نیز همیشه احکام نسبت به شاکی، حضوری محسوب می‌شوند. غیابی بودن حکم تنها در مورد متهم معنا می‌یابد.

 

واخواهی در چه پرونده هایی صورت می‌گیرد؟

در پاسخ به این پرسش باید میان امور حقوقی و امور کیفری قائل به تفکیک شد. در آیین دادرسی مدنی همان طور که اشاره شد در هر پرونده ای که در دادگاه مطرح شود و خوانده یا نماینده او در جلسه حاضر نبوده و لایحه نیز ارسال نکرده باشند، می‌توانند از واخواهی استفاده کنند. به عبارت دیگر در آیین دادرسی مدنی در هر موضوعی امکان صدور حکم غیابی وجود دارد. این موضوع از مفاد ماده ‌303 قانون آیین دادرسی مدنی قابل فهم است.

 

 

حکم غیابی در آیین دادرسی کیفری

بر طبق مفاد ماده 217 قانون آیین دادرسی کیفری، در تمامی جرائم مربوط به حقوق‌الناس و نظم عمومی‌که جنبه حق اللهی نداشته باشند، اگر متهم یا وکیل او در جلسه دادگاه حاضر نباشند و لایحه نیز ارسال نکرده باشند، دادگاه می‌تواند حکم غیابی صادرکند و متعاقب آن فرد محکوم شده نیز می‌تواند به این حکم غیابی اعتراض کند که همان واخواهی خواهد بود.

امّا در حقوق مربوط به فقه اصولاً امکان صدور حکم غیابی وجود ندارد. به عنوان مثال در هیچ یک از حدود الهی نمی‌توان حکم غیابی مبنی بر محکومیت افراد صادرکرد. همان طور که می‌دانیم  9 جرم حدی در قوانین جزایی ما وجود دارد که عبارتند از زنا، لواط، تفخیذ، مساحقه، قوادی، قذف، شرب خمر، محاربه و افساد فی الارض و در نهایت نوع خاصی از سرقت که محاکم کیفری می‌توانند در خصوص حق ا... غیابی حکم برائت متهم را صادرکند امّا غیاباً امکان صدور حکم محکومیت در این دسته از جرائم وجود ندارد. در نتیجه در این موارد بحث واخواهی منتفی است.

در آیین دادرسی کیفری باید به یک نکته مهم دیگر نیز توجه شود و آن اینکه حضور یا عدم حضور متهم یا وکیل او در مرحله دادسرا و تحقیقات مقدماتی، ملاک تعیین حضوری بودن یا غیابی بودن حکم صادره از دادگاه نیست. بلکه ملاک حضوری بودن یا غیابی بودن حکم، حضور یا عدم حضور متهم یا وکیلش در دادگاه است. در نتیجه باید میان دادسرا و دادگاه نیز تفکیک قائل شویم.

پس اگر متهم در دادسرا حاضر شود ولی در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نبوده و وکیل نیز به دادگاه نفرستد و لایحه دفاعیه نیز ارسال نکند، در این حالت باز هم حکم صادره غیابی خواهد بود.

 

واخواهی و دادرسی 

در این خصوص میان اساتید علم حقوق اختلاف است. برخی آن را یک مرحله جدید از دادرسی می‌دانند. اما برخی دیگر با توجه به اینکه واخواهی در همان دادگاه صادر کننده حکم غیابی صورت می‌گیرد ،چنین رسیدگی را یک مرحله جدید ندانسته بلکه ادامه کار پیشین همان محکمه می‌دانند.

 

مرجع واخواهی از احکام غیابی

در این مورد بین آیین دادرسی مدنی و آیین دادرسی کیفری شباهت وجود دارد. مطابق ماده 305 قانون آیین دادرسی مدنی، دادخواست واخواهی به همان دادگاهی تقدیم می‌شود که حکم غیابی را صادرکرده است رسیدگی به موضوع نیز در همان دادگاه خواهد بود. در همین زمینه مطابق ماده 217 قانون آیین دادرسی کیفری، واخواهی در همان دادگاهی صورت می‌گیرد که حکم غیابی را صادرکرده است. پس در هیچ یک از دو مورد فوق نیازی به مراجعه به مراجع قضایی مافوق وجود ندارد.

 

 

فرصت واخواهی بعد از ابلاغ حکم غیابی 

در این خصوص میان امور حقوقی و امور کیفری تفاوت ظریفی وجود دارد که باید به آن دقت شود. در امور حقوقی چه واخواهی از حکم غیابیِ دادگاه بدوی باشد و چه از حکم غیابیِ دادگاه تجدید نظر، در هر دو حالت فوق برای افراد مقیم ایران 20 روز و برای افراد مقیم خارج از کشور 2 ماه از تاریخ ابلاغ واقعی حکم غیابی، مهلت در نظر گرفته شده است.

این مواعد به روشنی در مواد 306 و 364 و 446 قانون آیین دادرسی مدنی بیان شده اند.

امّا در آیین دادرسی کیفری مهلت واخواهی از احکام غیابیِ مراجع بدوی 10 روز از تاریخ ابلاغ واقعی حکم است و در خصوص احکام غیابیِ دادگاه تجدید نظر استان این مهلت 20 روز است. مهلت‌های فوق نیز در مواد 217 و 260 قانون آیین دادرسی کیفری به صراحت بیان شده اند.

 

 خوانده خارج از کشور باشد و ظرف مدت مشخص شده قادر به واخواهی نباشد، اجرای حکم چگونه است؟

قانون آیین دادرسی مدنی میان افراد مقیم ایران و افراد مقیم خارج از کشور قائل به تفکیک شده است.در حالی‌ که این تفکیک در آیین دادرسی کیفری دیده نمی‌شود. به همین دلیل میان حقوقدانان اختلاف نظر است.

 

امور کیفری و سرعت رسیدگی به اتهامات 

برخی بر این باورند که در امور کیفری اصل بر سرعت رسیدگی به اتهامات است. در نتیجه قانون گذار مهلت 2 ماهه را در آیین دادرسی کیفری برای افراد مقیم خارج از کشور در نظر نگرفته است.

اما برخی با این نظر مخالفند و می‌گویند در هر موردی که قانون آیین دادرسی کیفری سکوت کرده باشد، برای رفع مشکل می‌توان به قانون آیین دادرسی مدنی رجوع کرد. یعنی اگر قانون آیین دادرسی کیفری تکلیف افراد مقیم خارج از کشور را روشن نکرده، در این مورد باید از آیین دادرسی مدنی بهره جست و همان مهلت 2 ماهه را برای آنان فرض کرد.

امّا در کل به نظر می‌رسد با گسترش روزافزون ارتباطات و با سهل شدن هر چه بیشتر سفر در روزگار ما، مهلت 2 ماهه برای افراد مقیم خارج از کشور، مهلت ناچیزی نیست و اصولاً در این مهلت، حکم غیابیِ صادره از دادگاه اجرا نخواهد شد. احکام غیابی چه در امور کیفری و چه در امور حقوقی پس از انقضای مهلت واخواهی و سپس انقضای مهلت تجدید نظر، قابلیت اجرا می‌یابند.

در پایان ذکر این نکته نیز لازم است که در قانون آیین دادرسی مدنی آمده اگر فردی به دلیل عذر موجه نتواند در مهلت مقرر واخواهی کند، اگر دادگاه موجه بودن عذر تأخیر را بپذیرد، رسیدگی به درخواست واخواهی حتی پس از سپری شدن مواعد فوق نیز بلامانع است.

 

 

نکات تکمیلی در خصوص اعتراض به رای و واخواهی :

  •  احکام دادگاه حقوقی در خصوص خواهان همواره حضوری محسوب می‌شود.
  •  ابلاغ واقعی در صورتی است که برگ ابلاغ به شخص مخاطب رسیده باشد.
  •  حضور نداشتن متهم در دادگاه منجر به صدور حکم غیابی می‌شود.
  •  در هیچ یک از حدود الهی نمی‌توان حکم غیابی مبنی بر محکومیت افراد صادرکرد.
  •  ملاک حضوری بودن یا غیابی بودن حکم، حضور یا عدم حضور متهم یا وکیلش در دادگاه است.
  •  دادخواست واخواهی به همان دادگاهی تقدیم می‌شود که حکم غیابی را صادرکرده است.

 

 

 

مطالب مرتبط با واخواهی و اعتراض به رای :

1- داوری و نحوه ابلاغ رای داور

2- مفهوم و کاربردهای تامین دلیل و حفظ دلایل

3- فوت اصحاب دعوا در جریان رسیدگی قضایی

4- تعرفه و مقدار هزینه دادرسی در دادگاه ها

ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

جستجوی مطلب مورد نظر

دریافت وقت مشاوره حقوقی با ما

در صورت تمایل به دریافت مشاوره حقوقی و اعطای وکالت به وکیل پایه یک دادگستری و جهت هماهنگی و دریافت وقت مشاوره حقوقی کلیک کنید.